السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

579

تفسير الميزان ( فارسي )

* ( « وَذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ » ) * اين جمله تفريع و نتيجه گيرى از دستورى است كه قبلا داد و فرمود : از كفار روى بگردان . پس در حقيقت امرى است به تذكر بعد از نهى از جدال با آنان ، و معنايش اين مىشود كه : تو دست از تذكر دادن خود بر مدار ، و هم چنان كه تا كنون ايشان را با مواعظت تذكر مىدادى تذكر ده ، چون تذكر ، مفيد به حال مؤمنين است ، و ربطى به استدلال و جدال با آن طاغيان ندارد . استدلال و جدال به جز زيادتر شدن طغيان و كفر اثر ديگرى در آنان ندارد . * ( « وَما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ » ) * در اين آيه ، سياق كلام از تكلم با غير به متكلم وحده تغيير يافته . و اين تغيير سياق براى آن بوده كه كارهايى كه در سابق ذكر مىشد و به خدا نسبت مىداد ، مانند خلقت و ارسال رسل و انزال عذاب ، كارهايى بود كه واسطه برمىداشت ، و مثلا ملائكه و ساير اسباب در آن واسطه بودند ، بخلاف غرض از خلقت و ايجاد - كه همان عبادت باشد - كه امرى است مختص به خداى سبحان و احدى در آن شركت ندارد . و جمله * ( « إِلَّا لِيَعْبُدُونِ » ) * استثنايى است از نفى ، و شكى نيست كه اين استثناء ظهور در اين دارد كه خلقت بدون غرض نبوده ، و غرض از آن منحصرا عبادت بوده ، يعنى غرض اين بوده كه خلق ، عابد خدا باشند ، نه اينكه او معبود خلق باشد ، چون فرموده « الا ليعبدون » يعنى : تا آنكه مرا بپرستند ، و نفرموده : تا من پرستش شوم يا تا من معبودشان باشم . علاوه بر اين ، غرض هر چه باشد پيداست امرى است كه صاحب غرض به وسيله آن استكمال مىكند ، و حاجتش را برمىآورد ، در حالى كه خداى سبحان از هيچ جهت نقص و حاجتى ندارد . تا به وسيله آن غرض نقص خود را جبران نمايد و حاجت خود را تامين كند . و نيز از جهتى ديگر فعلى كه بالآخره منتهى به غرضى كه عايد فاعلش نشود لغو و سفيهانه است ، لذا نتيجه مىگيريم كه خداى سبحان در كارهايى كه مىكند غرضى دارد ، اما غرضش ذات خودش است ، نه چيزى كه خارج از ذاتش باشد ، و كارى كه مىكند از آن كار سود و غرضى در نظر دارد ، ولى نه سودى كه عايد خودش گردد ، بلكه سودى كه عايد فعلش شود . اينجاست كه مىگوييم خداى تعالى انسان را آفريد تا پاداش دهد ، و معلوم است كه ثواب و پاداش عايد انسان مىشود ، و اين انسان است كه از آن پاداش منتفع و بهره مند مىگردد ، نه خود خدا ، زيرا خداى عز و جل بى نياز از آن است . و اما غرضش از ثواب دادن خود ذات متعاليش مىباشد ، انسان را بدين جهت خلق كرد تا پاداش دهد ، و بدين جهت